الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

277

إحياء علوم الدين ( فارسى )

ارفع نسبى اين المتّقون ! فينصب « 85 » للقوم لواء فيتبع القوم لواءهم إلى منازلهم فيدخلون الجنّة به غير حساب ، اى ، چون خداى - عز و جل - پيشينيان و پسينيان را جمع كند براى ميقات روزى معلوم ، ايشان را ندا فرمايد به آوازى كه دور تر ايشان بشنود چنان كه نزديك‌تر ايشان بشنود ، پس گويد : اى مردمان من از آن روز باز كه شما را آفريدم تا اين روز از شما استماع فرمودم سخن شما ، پس شما امروز براى من خاموش شويد ، [ آن چه ] مىبينيد اعمال شماست كه بر شما باز گردانيده مىشود ، اى مردمان ، من نسبى كردم و شما نسبى كرديد ، پس نسب مرا پست كرديد و نسب خود بلند گردانيديد ، گفتم : انّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم ، و ابا نموديد مگر از گفتن آن كه فلان پسر فلان است و فلان توانگرتر از فلان است ، پس امروز نسب شما را پست گردانم و نسب خود را بلند كنم ، كجااند متقيان ! پس براى اين قوم علمى نصب كرده شود ، پس مردمان علم خود را پسر وى كنند تا منزلهاى خود ، و در بهشت روند بى حساب . و گفت - عليه السلام : رأس الحكمة مخافة اللّه تعالى ، اى ، سر حكمت ترس خداى است . و پيغامبر - عليه السلام - ابن مسعود را گفت : ان أردت ان تلقاني فأكثر من الخوف بعدى ، اى ، اگر خواهى مرا بينى ، پس از من بسيار بترس . و فضيل گفت : هر كه از خداى بترسد ، ترس او بر همهء نيكوييها دلالت كند . و شبلى گفت : روزى از خداى نترسيدم كه نه آن را درى از حكمت و عبرت ديدم كه هرگز نديده بودم . و يحيى بن معاذ گفت : هيچ مؤمنى بديى نكند كه نه دو نيكى به دو لاحق شود : بيم عقاب و اميد عفو ، چون روبهى ميان دو شير . و در خبر موسى - عليه السلام - آمده است آن كه گفت خداى تعالى كسى نماند كه نه در حساب با وى مناقشت [ 207 ] كنم و از آن چه در دست اوست تفتيش فرمايم مگر بر پرهيزكاران كه مناقشت ايشان بگذارم ، و ايشان را بزرگ دارم از آن چه براى حساب ايشان را بايستانم . و ورع و تقوى را نامهاست كه آن مشتق است از معنيهايى كه شرط آن خوف است ، و اگر از خوف خالى باشد بدين نامها نخوانند . و همچنين آن چه در فضايل ذكر آمده است پوشيده نيست ، و حق تعالى آن را به خائفانى مخصوص گردانيده است . و گفت : سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى ، « 86 » اى ، زود باشد كه ياد كند كسى كه بترسد . و گفت : وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ ، « 87 » اى ، آن كس را كه در ايستادن خود در حضرت پروردگار خود براى حساب بترسد ، پس معصيت بگذارد ، او را دو بهشت است . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : قال اللّه عزّ و جلّ و عزّتى لا اجمع على عبدى خوفين و لا اجمع له امنين ، فإذا أمنني في الدّنيا أخفته يوم القيامة و إذا خافنى في الدّنيا امّنته يوم القيامة ، اى ، به عزت

--> ( 85 ) عربى : فيرفع ( زبيدى 9 - 210 ) . ( 86 ) اعلى 87 - 10 . ( 87 ) رحمن 55 - 46 .